خرید بک لینک
خخخخخخخخ اخه نمیدونی همش برام سواله کاش میشد یه جا راه دسترسی داشتیم باهات در ارتباط بودم اما نیستی که اینجا هم سخته واقعا دلم میخواد از تجربه ها تون استفاده کنم الان خوبه از همه چی راضی؟ چه حسی داری داری عروس میشی منم عروسی دعوت کنننننننن گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ من خواهر عروسم زشته نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:58

خوشبختی یعنی این که بفهمی دوست داره عروس میشه اونم یه دختر باوفا و مهربون و مورد اعتماد بیشتر اون معرفتش ادمو دیوونه میکنه کسی که به امید اون اینجا میام کسی که بودنش شوق و انگیره بهم میده تک پر عزیزم من خیلی خوشحالم داری عروس میشی عزیزدلم کاش بودم و لباس عروس رو به تنت میدیدم من واقعا دوستت دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:58

خب باید از اتفاق هایی بگم که باید ثبت کنم چون باید ثبت بشه یکشنبه بود یعنی شش روز پیش 18 تیربود داشتم درس میخوندم یهو بابام اومد در اتاقو باز کرد و گفت جمع و جور کن سریع داره مهمون میاد مهمون؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کی هست؟ مشتریه وا کی هست ؟ یه دختره الان میان خونه خلاصه من کتابو گذاشتم کنار شروع کردیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:58

چهارسال در طی هفت ترم گذراندن 155 واحد توی یک دانشگاه عالی بالاخره تموم شد هر آن چه قرار بود یه عنوان یک معلم بدونم توی این دانشگاه دیگه تموم شد وقتی به عقب برمیگردم یادم میاد همیشه میگفتیم کاش میشد از شر دانشگاه خلاص بشیم خداییش هم دانشگاه ما فوق العاده سخت گیر بود شاید توی این چهارسال به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:58

دقیقا اون روز صبحش دیده بودمش اومدم خونه دیگه خسته بودم که عصر هم برم بیرون اما اصرار دو دوست عزیزم به اومدن من امروز اونم کافه همیشگی منو خیلی به شک وا داشت فهمیدم که همه درصدد گرفتن تولد منن که توی ماه رمضون بود و قرار شد بعد از امتحانا که همه فرصت کنن بیان بگیریم خلاصه من خودم فهمیدم که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 12:58

گفت : تولدت امسال حیف که گناهه عخیییییییییی گفتم : اوهوم میدونم گناهه و منم ترجیح میدم عذادار یتیم نواز کوفه باشیم تا شادی تولد به دنیا اومدن من که در سایه حضرت علی(ع) ،آقای خوبی ها هست که این من خودمون شکل گرفته گفتم بیا امشب همون عذادار بمونیم گفت انشاالله روزای دیگ جبران میکنیم . گفتم :قبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

امروز جمعه است و از رفتنت زیر خاک 9 روز می گذرد دیروز مراسم هفته بود و من هنوز که هنوز است باور نمیکنم که تو رفتی زیر خاک و بمونی برای همیشه دختر عمه مهربون و خوبم دختر عمه با ایمانم رفتی خداحافظت بی تو اما با خاطره هایت چه کنیم تو که جات جز بهشت نیست ماییم که تو این جهنم دنیا روزی مون همه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

میتونم 24 ساعت گذشته

بهترین ساعت های عمرم بود

چرا که ساعت به وقت لحظه های رویایی بود

کاش همیشگی بشه

فقط همین

کاش خدا کنه

و باز هم قسمتم کنه

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

برای دختر بهتر ازین نیست که تا دلش هوس های بی مورد کند مردی باشد که ایستاده باشد تا هوس های دختر را بشمرد و برآورده کند که دلت هر چه بخواهد برایت فراهم کند و وقت نشناسد حتی اگه نیمه های شب بشه پاشه و بره برات هر چیزی که دلت هوس کرده رو بخره برای دختر هیچ چیز بهتر ازین نیست که مردی باشد کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

نمیدونم شاید لاکچری های بقیه اونقدر لاکچری نیست یا شاید لاکچری های ما لاکچری نیست اما میدونم ما عاشق اینیم که فقط بریم یه جای آروم دور از شهر و شلوغی هاش به دور از همه نگرانی ها و اضطراب ها ولی خوش به حال اون واقعا خوش به حالش که روستایی که دارن محشره جایی که به قول خودش هیچ خونه ای کولر و پنکهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

خب عید همگی مبارک خوش بگذره به همه اونایی که رفتن بیرون تا عیدرو به شادی بگذرونن شادی همیشه سهم هر لحظه هاتون منم امروز روز عید هست و نشستیم تو خونه چون عذاداریم و به شرط رسم و رسومات بیرون رفتن درستش نیست دوستامم یکی رفته تهران یکی رفته کیش اونم که رفته شهرستان من مانده ام تنهای تنها من مانده اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

سلام مجدد خواهری امیدوارم حالت خوب باشه عررررررروس خانوم من جواب سوالتو اینجا میدم از 25 مهرماه 1395 تا کنون خخخخخخخخ منتهی چندتا مشکل بزرگ این وسط هست شهرستانی بودن اون ها و سنتی بودن رسومات خانوادگی شون ازدواج های فامیلی اون ها و این که ایشون رو حرف پدر مادرش فک نکنم حرفی بزنه چون عاشقشوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

تک پر خواهر تو مگه چیکار میکنی که صبح زودا بیداری خخخخخخخخخ اخه بیشتر کامنت هات مال اول صبحه ولی من همیشه چشم انتظار کامنت هاتم یه جورایی دلگرمی منی با این که ندیدمت با این که فضای مجازی باعث اشنایی من با تو شده اما وفادارتر از هر رفیقی برام حضور ادم هایی هم چون تو تو زندگی هر کسی لازمه و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

خواهر یه سوال

خیلی کنجکاو شدم

عروس کی شدی تووووووو

چجوری عروس شدی

برام از ازدواجت بگووووووووووو

الان راضی ؟

داماد خوشبخت کین عایا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 2:36

از همه چی بگذریم عروسی خواهرم نزدیکه 25یا 29 اردیبهشت جهیزیه صفر بود و توی چند هفته درگیر اماده کردن جهیزیه تالار دیدن خونه اماده کردن لباس عروس ارایشگاه پذیرایی و .... و این روزا واقعا سرمون شلوغه و دست تنهاییم واس همین کمتر هستم اینم چون تک پر جون گفته بود کم پیدام گفتم به یادتم خواهرررررادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 1:34

صفحه بندی